آری این منم. نه خود خود من بلکه این روز های خود من است. نه خود روزهایم بلکه وضعیت این روز هایم.
فیلم هایی قدیمی از نظر قدمت ولی نو از نظر من به همراه دیالوگ های به یاد ماندنی که دیدن
یک باره اش خیلی ها را _از قبیل خودم_ ارضا نمی کند. زیاد اهل فیلم دیدن نیستم ولی مثل اینکه
91 تغییری در من ایجاد کرده. توجه بیش از حدی به دیالوگ ها دارم نه از روی آشنایی با سینما و
سینمایی بودن، بلکه از روی خواب! آری خواب. گاه که پلک هایم روی هم می افتند، ناگهان با شنیدن
دیالوگی زیبا به پا می خیزند. گاه چند باری صحنه را می دیدم تا بتوانم حفظش کنم_دیالوگش را_ اما در
بیشتر مواقع که ذهنم توانایی کمش را به رخم می کشید، سریعا قلم و کاغذی به دست می گرفتم
و مانند احمد* شروع به یادداشت می کردم. نمی دانم ولی شاید بتوانم ذهنیتم و نوع تفکراتم را عوض
کنم. بهتر است بگویم عوض کنند، آنهایند که این روز های مرا می گذرانند پس شاید تحولی در پیش باشه.
نمی دانم آیا واقعا این فیلم ها و صحنه ها و دیالوگ های تکراری می توانند معجزه کنند. هر چند که
بی تاثیر نخواهد بود اما برای پی بردن به عمق تاثیر باید صبر کرد.
تنها صبر.
_______________________
می نگرد و بغض می کند، صدایش می گیرد _قطعا به خاطر هم صدایش است_معلوم است که دلش
حسابی تنگ شده. با صدای خش خشش کنار می آیم چون می دانم چه می کشد. با گوشان خودم
شنیدم که بعد از دیالوگ های تلخ ترانه علیدوستی در سکانس 68 کنعان* (مانی حقیقی) بغضش
ترکید و شروع کرد زار زار خش خش کردن. دلم برایش می سوزد. نه می توانم برایش جفتی دیگر پیدا
کنم و نه می توانم ازش بگذرم. خاطرات که نمی توان کنار گذاشت. فعلا باید با هم بسازیم. من که با او
مشکلی ندارم ولی او دارد عذاب می بیند.
رضا کیانیان: م م م ن . . .
رویا نونهالی: هیچی نگو. هیچی نگو. به حد کافی حرف زدی. هی حرف زدی منو انداختی تو خیالات.
من چقدر ابله بودم. من چقدر احمق بودم. فکر می کردم تو واقعا یک جور دیگه ای هستی.
دلم می خواست یک جور دیگه ای باشی.
(ماهی ها عاشق می شوند-علی رفیعی)
* مينا(ترانه علیدوستی) به مرتضي(محمد رضا فروتن) :
بذار بهت بگم. من صبح که پا ميشم. دلم ميخواد کسي باهام حرف نزنه. میخوام از خونه که
ميرم بيرون، کسي منتظرم نباشه برگردم. دل کسي واسم تنگ نشه. کسي منو نخواد. ميخوام
تنها باشم، مرتضي. دو روز ديگه پا ميشم، نگاه ميکنم ميبينم پير شدم، دستام خالييه، هيچي
ندارم از خودم. اگه ولم نکني برم دلم ميپوسه اينجا، مرتضي.


